برچسب:
نویسنده: یگانه امیری
الان که دارم مینویسم امتحان رانندکی دادم و رد شدم و بیشتر از دو ماهه که بیکارم. این وسط با کیس نامزد شدم و علی دانشکاه قبول شده و برا بار اول نشده برم ایران. و دارم فکر میکنم که دیکه به مشاور نیاز ندارم بعد از سه سال و نیم.
کاری که فکر میکنم باید انجام بدم اینه که شروع کار کنم رویت یاد بکیرم و دنبار کار بکردم و باز برا رانندکی بخونم و باز تلاش کنم و تلاش کنم
برچسب:
نویسنده: یگانه امیری
برچسب:
نویسنده: یگانه امیری
برچسب:
نویسنده: یگانه امیری
برچسب:
نویسنده: یگانه امیری
کاش وقتی از اونجا خارج میشه دستش و رو به آسمان بگیره و بگه خدایا شکرت که به آرزوم رسیدم.
برچسب:
نویسنده: یگانه امیری
برچسب:
نویسنده: یگانه امیری
برچسب: سپتامبر,
نویسنده: یگانه امیری
برچسب: بلژیک,
نویسنده: یگانه امیری
با هم نهار خوردیم و کلی حرف زدیم. هر کدوم داستان خودمونو داریم که داره میره جلو. بعد قدم زنان رفتیم و نشستیم جلوی هوف فایفر و زل زدیم به آب. آخر سر هم قرار گذاشتیم سال بعد همین ساعت همین جا دو تا زن شاد باشیم که نشستیم و از خوشبختیمون تعریف میکنیم.
برچسب: سال,
نویسنده: یگانه امیری
برچسب:
نویسنده: یگانه امیری
برچسب:
نویسنده: یگانه امیری
برچسب:
نویسنده: یگانه امیری